خرید بک لینک

به روزاي آخر سال 1398 نزديك شديم ، دو سه گام ديگه بيشتر تا انتهاي سال باقي نمونده ،

وقتي فكر مي كنم به سالي كه گذشت مي بينم امسال به لحاظ مالي شايد

سال خوبي برام بوده باشه

ولي ته ته اش برام لذت بخش نيست چون در اصل من خودم و درگير كار كردم براي اينكه

كمي از فكر و خيالم كمتر بشه ، ريسكاي بزرگ برداشتم ،

سراغ كارايي رفتتم كه يا صفر ميشد آخرش يا صد .

درسته كه بردم ولي برد وقتي شيرينه كه تو جشنش با يه نفر ديگه شريك باشي.

ديشب كه داشتم مرور مي كردم حسابهاي سال جاري و ديدم به كسي بدهكار نيستم

به جز سه نفر :

اول مادرم به خاطر اينكه باور دارم كه دعاي خيرش همه جا كمكم كرده و

هيچ رقمه نميتونم محبتاش وجبران كنم جز اينكه بگم نميري مادر تا من بميرم

دوم يه دوست عزيزي كه يه مبلغ كمي پول پيش من امانت داره و خبري ازش ندارم

كه بتونم امانتش و بهش برگردونم

سومم اينكه قول يه كله پاچه دو نفره به يه بي معرفت دوست داشتني داده بودم كه

اونم نشد كه با هم بخوريم ( حيف )

در مورد طلبام وقتي نگاه كردم ، ديدم هر چي بوده يا گرفتم يا بخشيدم ، فقط يه طلب دارم

اونم طلبم از دنياس كه به قول بهروز وثوقي : اين زندگي يه زندگي به من بدهكاره

حرف براي نوشتن بسيار و حوصله نوشتن كم

پس كلام و كوتاهش كنم

اميدوارم سالي كه پيش رو داريم براي همه انسانهاي اين كره خاكي سال بهتري باشه ،

سالي كه همه به آرزوهاي خوبشون برسن، ايام به كام و سال 1399 پيشاپيش مبارك .

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: پنجشنبه 7 فروردين 1399 ساعت: 9:21

صفحه بندی