خرید بک لینک

1. من زخمهای بی نظیری به تن دارم ، اما تو مهربان ترینشان بودی

عمیق ترینشان

عزیزترینشان

بعد از تو ، آدم ها تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم که هیچکدامشان به پای تو نرسیدند .

به قلب من نرسیدند.

بعد از تو آدم ها خراشهای کوچکی بودند که تو را از یادم ببرند ، اما نبردند

تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی

و هربار

عزیزتر از پیش

و هربار

عمیق تر از پیش تا عمق جانم .

2. گاهی دلم می گیرد از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند.

دلم می گیرداز خورشیدی که گرم نمی کند و نوری که تاریکی می دهد

از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند

دلم می گیرداز سردی دستی که دستت را می فشارد ولی گرم نیست

و نگاهی که به تو است و هیچوقت تو را نمی بیند .


عکس مرد و پرتگاه

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 16:55 توسط |

برچسب: نویسنده: آتنا فدایی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 17:38

صفحه بندی