برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی

در رفاقت رسم ما جان دادن است
هر قدم را صد قدم پس دادن است ....

برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
قبول کنید
آدم همیشه به یکی احتیاج داره تا باهاش در مورد
همه چیز همونجوری حرف بزنه که با خودش حرف میزنه
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
این جا برای از تو نوشتن هوا کم استدنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!اکسیر من! نه اینکه مرا شعر تازه نیستمن از تو می نویسم و این کیمیا کم استسرشارم از خیال ولی این کفاف نیستدر شعر من حقیقت یک ماجرا کم استتا این غزل شبیه غزل های من شودچیزی شبیه عطر حضور شما کم استگاهی ترا کنار خود احساس می کنماما چقدر د ل خوشی این خواب ها کم استخون هر آن غزل که نگفتم به پای توستآیا هنوز آمدنت را بها کم است ?
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
بخند هر چند با غم بخند هر چند با درد بزار اوني كه دوستش داري ، تو رو هميشه با خنده هات به ياد بياره ( بدون مخاطب خاص )
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
زیباترین انسانهایی که دیدم...چشم رنگی ها نبودندقد بلندها...لب برجسته هامو بلوندها...هیچ کدام...زیباترین نیستندمدلهای برندهای معروف...زیباترین نیستندآنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...زیباترین نیستندزیباترین ها...فقط...شبیه به حرفهایشان هستند...و چقدر دوست داشتنی اند...انسانهایی که...شبیه به حرفهایشان هستندآنهایی که بوی انسانیت...از ده متریشان...به مشامت می رسدآنهایی که چایت...کنارشان سرد میشود...و...آرامششان در وجودت...رخنه میکنداگر در زندگیتان...یک زیباترین دارید...قدرش را بدانید...آنها بسیار...اندک اندبعضی ها چهره شان معمولیستامّـــــــــــا........آنچه در قسمت چپ سینه شان می تپد دل نیست،اقیــــانــــوس محبّـــت است.بعضیها تُنِ صدایشان معمولیست ،امّــــــــــا .....سخن که میگویند، در جادوی کلامشان غرق میشویبعضیها قد و قامتشان معمولیستامّــــــــــا.......حضورشان طپش قلب می آوردبعضیها معمولی هستندامّـــــــــا ........همین معمولی بودنشان ، از آنها جذابیتی منحصر به فرد میسازد.
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
وابستگي يعني چون برام مفيدي پس دوستت دارم دلبستگي يعني دوستت دارم حتي اگه مفيد نباشي دلبسته هم باشيد نه وابسته هم ....
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
به ابوسعید ابوالخیر گفتند :فلانی قادر است پرواز کندگفت : این مهم نیست ، مگس هم می پردگفتند : فلانی را چه می گویی ؟ روی آب راه می رودگفت :اهمیتی ندارد ، تکه ایی چوب هم همین کار را می کند.گفتند : پس از نظر تو شاهکار چیست ؟گفت :اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچ گاه به کسی زخم زبان نزنی ، دروغ نگویی ،کلک نزنی و سوء استفاده نکنی و کسی را از خود نرنجانیاین شاهکار است .
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
مثل خرمالو های رسیده ی حیاط مادربزرگمثل عطر دارچین چای های عصرانهمثل باران پاییز، مثل عودمثل انار دانه دانه با گلپرمثل موسیقی خش خشِ برگ هامثل نوشتن آخرین خطِمشق های دوران کودکیمثل عید، مثل آب بازیچیزهای خوب ساده اندو تنها شنیدن اسم شانکافیست تا خوب شود حال دلتنبودشان زندگی را متوقف نمیکنداما زندگانی را تلخ خواهد کرد
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
کسانی که گمان می کنند برگ ریزان پاییزی به معنای مرگ برگ هاست هرگز رقص آن ها را در روزهایی که باد می وزد ندیده اند
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
پاییزوفادار ترین فصل خداستحافظه ی خیس خیابان های شهر راهمیشه همراهی می کند هی می بارد و می بارد…و هر سالعاشق تر از گذشته هایشگونه های سرخ درختان شهر رامی بوسد ولرزه می اندازد به اندام درختانو چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشقبرای لمس تن زمینکه گاهی افتادننتیجه عشق است…
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی
و در آخر هم و در آخر آخر هم
برچسب:
نویسنده: آتنا فدایی